فصل 5 کتاب روا نشناسی تربیتی       چکیده فصل 5 ص 132- 139

نظریه شرطی سازی کنشگر اسکینر

·         نظریه شرطی سازی کنشگر اسکینرمکمل نظریه ثرندایک است.

·         مهمترین تفاوت نظریه اسکینروثرندایک:درروش های شرطی کردن آنهاست.

·         روش ثرندایک:شرطی شدن یا یادگیری ازراه کوشش وخطا

·         روش اسکینر:فرصت خطا کردن به یادگیرنده داده نمی شودبلکه با واداشتن به انجام خرده پاسخ هایی به تدریج به سمت پاسخ نهایی می رسد.

 

 

ادامه نوشته

مقایسه تعمیم محرک شرطی شدن درسطح بالاتر

 بین شرطی شدن در سطح بالاتر وتعمیم محرک شباهتهای زیادی وجود دارد اما از جهاتی نیز متفاوتند. عمده ترین تفاوت این است که در تعمیم محرک شباهت بین  یک محرک بامحرک شرطی عامل اصلی ایجاد پاسخ  شرطی است.درحالیکه در شرطی درسطح بالاتر تمامی  محرکهای شرطی سطوح بالا تر نیز باید درجریان شرطی  شدن حاضر باشند مثل تزریق به کودک: بین آمپول و تخت تزریق" آمپول وپرستار" آمپول با محیط درمانگاه  شباهتی وجود ندارد اما همه این محرک ها در جریان شرطی شدن حضور داشتند. پس در شرطی شدن درسطح بالاتر مجاورت عامل اصلی ودرتعمیم شباهت عامل مهم درشرطی شدن است.

 

ادامه نوشته

خلاصه روانشناسی تربیتی ص 139-142

همان طور که قبلا اشاره شد تعمیم محرک یعنی پاسخ دادن به شباهتهاست و
تمیز محرک پاسخ دادن
به تفاوتهاست.
عمل مشابه تعمیم محرک ، تعمیم پاسخ است یعنی فرد علاوه بر پاسخ آموخته
شده پاسخهای دیگری به
محرک مورد نظر می دهد که اگر پاسخ نا مناسب باشد باید اصلاح شود.
مثلا کودکی که در حضور محرک گربه پاسخهای مختلفی از جمله گربه ،گوسفند،سگ
می دهد نشان دهنده
این است که کودک هنوز مفهوم گربه را خوب درک نکرده است وبرای اصلاح این
پاسخ کودک باید
ادامه نوشته

خلاصه فصل 19

آموزش يادگيرنده ـ محور

تعريف:

منظور از آموزش يادگيرنده محور آموزشي است كه در آن يادگيرندگان به كمك معلم مسئوليت درك وفهم مطالب را خود به عهده مي گيرند. نام ديگر آموزش يادگيرنده محور ـ آموزش غير مستقيم است . در اين روش معلمان تجارب و اطلاعاتي را در اختيار دانش آموزان قرار مي دهند و به آنان كمك مي كنند تا خودشان به نتيجه گيري برسند.

اصول مشترك روشهاي آموزش يادگيرنده ـ محور

1ـ بجاي هدفهاي دقيق از هدفهاي كلي آموزشي استفاده مي شود.

2ـ از مواد يادگيري هر چه بيشتر و هر چه متنوع تر استفاده مي شود.

3ـ ممكن است تكليف يادگيري را معلم تعين كند اما دانش آموز اجازه دارد كه درباره چگونگي انجام آن خودش تصميم بگيرد.

4ـ معلم نقش تسهيل كننده يا هدايت گر را ايفا مي كند.

5ـ به دانش آموز وقت كافي داده مي شود تا تكاليف يادگيري را انجام دهند و به ارزش آن پي مي برند.

6ـ تفاوتها بيشتر شناخته و رعايت ميشوند.

7ـ جنبه هاي دموكراتيك و انعطاف پذيري آنها بيشتر از روشهاي آموزشي معلم محور است.

ادامه نوشته

خلاصه فصل 17

آموزش معلم-محور

آموزشی است که در آن فعالیت های آموزش و یادگیری عمدتاً به وسیله معلم هدایت می شود. معروف ترین روش آموزش معلم-محور سخنرانی است.

تعریف روش سخنرانی

به آن دسته از فعالیت های کلاسی معلم گفته می شود که برای گروه انجام می گیرد و عمدتاً جنبه کلامی دارد.

نام های دیگر سخنرانی:

ارائه و تدریس نمایشی و یادگیری دریافتی است.

پیشینه روش سخنرانی:

براون و اتکینس آن را به 5000 سال قبل از میلاد مسیح ربط داده اند و در گذشته روش سخنرانی معمول ترین شکل آموزش بوده است.

ادامه نوشته

خلاصه فصل 16

طبقه بندی هدفهای آموزشی معروف به طبقه بندی بلوم

این طبقه بندی به وسیله گروهی از متخصصان آموزش و اندازه گیری و ارزشیابی تهیه شده و به نام بنجامین بلوم که سرپرستی گروه را بر عهده داشته شهرت یافته است.

در این طبقه بندی هدفهای آموزشی به 3 دسته ( حوزه شناختی، حوزه عاطفی، حوزه روانی – حرکتی) تقسیم شده اند.

بخش اعظم فعالیتهای آموزشی معلمان و کوششهای یادگیری دانش آموزان به حوزه شناختی ارتباط دارد و کاربرد حوزه عاطفی و حوزه روانی- حرکتی در سطح آموزشگاه ها هرچند بسیار با اهمیت است به اندازه حوزه شناختی شهرت نیافته است و تفاوت عمده هدفهای این حوزه ها در این است که حوزه شناختی صرفاً به فعایتهای شناختی و حوزه عاطفی به فعالیتهای عاطفی مربوط می شود و اما هدفهای حوزه روانی- حرکتی هم به فعالیت های شناختی و عاطفی و هم به فعالیتهای جسمی نیاز دارد.

طبقه بندی هدفهای آموزشی، حوزه شناختی

هدفهای حوزه شناختی به جریانهایی که با ذهن و اندیشه آدمی سر و کار دارند مربوط می شوند.

حوزه شناختی به دو بخش دانش و تواناییها و مهارتهای ذهنی تقسیم شده و هر یک از این دو بخش نیز دارای تقسیماتی به شرح زیر است:

ادامه نوشته

      خلاصه  فصل 9 صفحات 242 الی 246   کتاب  روانشناسی پرورشی نوین              

  رابطه میان اسنادهای مختلف وپیامدهای عاطفی آنها

ارتباط میان پیامدهای مثبت رفتار :
*باعلت درونی مثلاٌ( سعی وتلاش ) منجر به احساس غرور وعزت نفس واحترام
به خود می شود .
*با علت بیرونی مثلاٌ( بخت واقبال – کمک دیگران ) منجر به احساس غرور
وعزت نفس واحترام به خود نمی شود .
مثال: گرفتن نمره 18 برای دانشجو:
*از استادی که کمتربه دانشجویان نمره 18می دهد وفقط دانشجویانی که سعی
وتلاش (علت درونی) می کنند نمره18 نصیبشان می شود باعث احساس
غرور وعزت نفس در دانشجو می شود.
* از استادی که همیشه به دانشجویان نمره 18 ویابیشتر می دهد( علت بیرونی
) احساس غرور دست نمی دهد.
((در واقع مفهوم خود یاخود پنداره یادگیرنده به نسبت دهنده های او( درونی
یا بیرونی) بستگی دارد))

ادامه نوشته