ترجمه فلسفه اسلامی 1

 گفتارى در تعريف فلسفه‏

ص 7 - ما موجوداتى حقيقى هستيم و در پيرامون ما چيزهاى ديگرى هم هست كه با ما در فعل و انفعال و تأثير و تأثرند. در اين، جاى هيچ‏گونه ترديدى نيست.

هوايى وجود دارد كه تنفس مى‏كنيم، غذايى هست كه مى‏خوريم، مكانى هست كه در آن سكونت مى‏كنيم، زمينى هست كه بر روى آن از جايى به جايى مى‏رويم، خورشيدى هست كه از نور و گرمى آن بهره‏مند مى‏شويم و ستارگانى كه توسط آنها جهت‏يابى مى‏كنيم و بسيارى چيزهاى ديگر از گياهان و جانوران.

هم‏چنين چيزهايى هست كه مى‏بينيم و چيزهايى كه مى‏شنويم و چيزهايى كه بو و طعم آنها را احساس مى‏كنيم و امور ديگرى از اين قبيل.

امورى نيز وجود دارد كه بدان ميل مى‏كنيم و چيزهايى كه از آن مى‏گريزيم، چيزهايى كه دوست داريم و چيزهايى كه مورد نفرت و كينه ماست. چيزهايى كه بدان اميد بسته‏ايم و چيزهايى كه از آن مى‏ترسيم، چيزهايى كه به منظور استقرار در جايى يا انتقال از جايى به جايى يا حصول لذتى يا پرهيز از رنجى يا رهايى از ناملايمى يا براى مقاصد ديگرى از همين قبيل، مورد توجه و خواست ما قرار مى‏گيرد.

همه اين گونه امور، كه نسبت به آنها آگاهى داريم، و شايد بسيارى چيزهاى ديگر كه از آنها آگاه نيستيم، غيرواقعى و پوچ و باطل نيست، بلكه وجود حقيقى و واقعيت و ثبوت جدّى دارد.

هرگز چيزى به‏سوى چيزى ميل نمى‏كند مگر آن‏كه وجود عينى و واقعيت خارجى داشته باشد و يا منتهى به موجودى واقعى گردد، نه سراب باطل و پندار گزاف.

 

ادامه نوشته

ترجمه و شرح فلسفه اسلامی 1

إنّا، معاشر الناس، أشياء موجودة جدّا، و معنا أشياء اخر موجودة ربما فعلت فينا

مقدمه ورود در فلسفه‏

[در اين مقدمه درباره موضوع فلسفه، روش و غايت آن صحبت مى‏شود، و كلام از اين‏جا آغاز مى‏گردد كه اصل واقعيت امرى بديهى و غيرقابل انكار است و لذا موضوع فلسفه كه «موجود مطلق» و اصل واقعيت است نياز به اثبات ندارد.]

اصل واقعيت غيرقابل ترديد است‏

] ترديدى نيست كه [ ما آدميان اشيايى هستيم كه واقعا و حقيقتا وجود داريم‏، و نيز همراه با ما چيزهاى ديگرى هست كه آنها هم موجودند و تحقق خارجى دارند ، چيزهايى كه در ما تأثير مى‏كنند

أو انفعلت منّا، كما أنّا نفعل فيها أو ننفعل منها. هناك هواء نستنشقه، و غذاء نتغذّى به، و مساكن نسكنها، و أرض نتقلّب عليها، و شمس نستضي‏ء بضيائها، و كواكب نهتدي بها، و حيوان، و نبات، و غيرها.

و يا از ما متأثر مى‏شوند، همان‏گونه كه ما در آنها اثر مى‏گذاريم و يا از آنها اثر مى‏پذيريم.

 

ادامه نوشته