ترجمه و شرح نهاية الحكمة - فلسفه اسلامی2
فصل اول تعريف علم، اقسام نخستين و پارهاى از خواص آن
وجود العلم ضروريٌ عندنا بالوجدان، وكذلك مفهومه بديهيٌّ لنا، وإنّما نريد بالبحث في هذا الفصل الحصول على أخصّ خواصّه.
[1] [همان گونه كه از عنوان فصل به دست مىآيد، مقصود اصلى در اين فصل بيان سه امر است: تعريف علم، اقسام اوليه علم و بيان بعضى از خواص و ويژگىهاى آن. البته مقصود از تعريف علم، بيان مطلب «ماى شارحه» نيست، زيرا همان طور كه خواهد آمد، مفهوم علم بديهى و روشن بوده و نيازى به تبيين ندارد. هم چنين مؤلف ارجمند قدس سره در صدد ذكر جنس و فصل علم و بيان تعريف حدى آن نيز نمىباشد. به دليل آن كه علم از مفاهيم ماهوى نيست و جنس و فصل ندارد، زيرا علم مفهومى است كه بر مقولات گوناگون قابل اطلاق است و افزون بر آن، وجود واجب تعالى نيز مصداق آن مىباشد چنين مفهومى را هرگز نمىتوان يك مفهوم ماهوى و داراى جنس و فصل دانست. بلكه مقصود از تعريف علم، ذكر «اخص خواص» آن مىباشد؛ يعنى مجرد بودن علم و اين كه علم همان حضور مجرد براى مجرد است. از اين جا ارتباط نزديك و بلكه يگانگى مطلب اول (تعريف علم) و مطلب سوم (بيان اخص خواص علم) دانسته مىشود.
و امّا درباره مطلب دوم، يعنى اقسام نخستين علم، مؤلف ارجمند قدس سره به بيان تقسيم علم به علم حضورى و علم حصولى مىپردازد؛ بدين نحو كه وجود علم حصولى را- با توجه به آن چه در بحث وجود ذهنى گذشت- مسلم دانسته، آنگاه وجود علم حضورى را از راه اثبات برخى از مصاديق آن، ثابت مىكند و با دو دليل روشن مىسازد كه علم هر يك از ما به نفس خويش، علم حضورى است. امّا در پايان بحث، مؤلف ادعا مىكند كه اساساً همه علوم حصولى به علوم حضورى منتهى مىگردد و علم حصولى چيزى جز اعتبار عقل نيست؛ اعتبارى كه عقل گريزى از آن نداشته و از روى اضطرار به آن تن داده است. آن گاه در تبيين اين مدعا بحث مشروحى را مطرح مىكند كه قسمت عمده مطالب اين فصل را به خود اختصاص مىدهد. اين بود اجمالى از مطالب اين فصل و اينك مشروح آن را از نظر مىگذرانيم:]
اصل وجود علم و مفهوم آن بديهى است...
[1] طباطبايى، محمد حسين، ترجمه و شرح نهاية الحكمة، 3جلد، موسسه بوستان كتاب (مركز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم) - قم، چاپ: دوم، 1387.