رابطه علم و دین

چکیده:

این مقاله با توجه به اهمیت رابطه ی علم و دین، دیدگاه های گوناگون در خصوص رابطه ی علم و دین و نظر اسلام را به صورت بسیار مختصر بیان می کند.

در قسمت بعد رابطه ی علم و دین از نظر بار بود مورد بررسی کوتاه قرار می گیرد که شباهت های روش شناختی در ساختار ، ملاک ارزیابی ، الگو و مدل اشاره می گردد. ایشان سعی دارد تعارض بین علم و دین را از بین ببرد و دین و الهیات را در زمره سلسله علوم قرار دهد.

تلاش او بر این است که اثبات کند که علم و دین مکمل یکدیگرند در معرفت زایی انسان.

ادامه نوشته

بخش 9 -  کثرت گرایی دینی یا پلورالیسم دینی

 فهرست مطالب

تعریف کثرت گرایی دینی یا پلورالیسم دینی انحصارگرایی شمول گرایی واکنش حامیان پلورالیسم دینی

انواع پلورالیسم دینی

موضع اسلام در مسئله حقانیت ادیان

مبانی فلسفی – کلامی پلورالیسم دینی

کثرت گرایی درون بینی

تعریف

پلورالیسم دینی، دیدگاهی کلامی در الهیات مسیحی دو باب مسئله تعدد ادیان است که همه ادیان را معتبر، حق و موجب رستگاری می داند. بر اساس این نگرش، حقیقت به دین یا مذهب ویژه ی اختصاص ندارد بلکه هر یک از ادیان بهره ای از حقیقت داشته، راهی به سوی حق است. به این ترتیب پلورالیسم دینی دیدگاهی در کلام مسیحیت است که رستگاری انسان را در حقانیت همه ادیان جستجو می کند و با حقیقت دانستن همه ادیان آنها را راههای وصول به حق می داند.

ادامه نوشته

براهين اثبات وجود خدا

اقسام برهان

براهين به طور کلّي بر سه قسمند:

1) برهان اِنّي:
که در آن از معلول به علّت پي برده مي شود؛ مثلاً از وجود دود بر وجود
آتش استدلال مي شود.
اين برهان از نظر منطقي پايين ترين حدّ يقين آوري را داراست. لذا فلاسفه
اسلامي،که در پي يقين صد در صدي هستند، در اثبات وجود خدا از آن استفاده
نمي کنند؛ ولي متکلمين اسلامي که در صددند متناسب با فهم تمام اقشار
بشري، برهان اقامه کنند، از اين قسم برهان نيز استفاده مي کنند.

2) برهان لِمّي:
که در آن از وجود علّت بر وجود معلول استدلال مي شود. اين قسم برهان مفيد
يقين صد در صدي بوده، خدشه ناپذير است؛ لکن از آنجا که مراد از خدا، واجب
الوجود(وجود صرف و بدون علّت) است، اين برهان براي اثبات وجود خدا کاربرد
ندارد.

ادامه نوشته

زبان دینی

مقدمه

 زبان دين از مسائل فلسفة دين است و در دو حوزة معناداري و معناشناختي گزاره‌هاي دين بحث مي‌كند.

تفاوت ميان «زبان دين» و «زبان ديني» اين است كه «زبان دين» تنها به اين معنا است كه دين با چه زباني سخن گفته و چگونه پيام خدا را به مردم رسانده است، در حالي كه «زبان ديني» چيزي فراتر از آن مي‌باشد و هر زباني كه دربارة دين و مفاهيم آن، يا تجربه‌هاي معنوي سخن مي‌گويد و نيز سخن‌گفتن با مردم، با خدا و كيفيت عبادت و مناجات با خدا را شامل مي‌شود. به تعبير ديگر، ميان «زبان ديني» و «زبان دين» نسبت عام و خاص برقرار است و زبان ديني در مقايسه با زبان دين از گستره وسيع‌تري برخوردار است.

در برخي کتاب‌ها و مقالات که دربارة موضوع فوق به رشته تحرير در آمده است، تمايز خاصي ميان «زبان دين» و «زبان ديني» قائل نشده اند؛ بلکه آن دو را به معناي واحدي به کارگرفته‌اند[1].

ادامه نوشته