دانش

دانش عبارت است از حفظ و نگهداری ذهنی مطالب قبلاً آموخته شده و طبقات فرعی آن شامل:

1- دانش آموز جزئی: یادآوری اطلاعات مشخص و مجزا

2- دانش اصطلاحات

3- داشتن واقعیتهای مشخص

4- دانش راهها و وسایل برخورد با امور جزئی. دانش مربوط به راههای سازمان دادن، بررسی کردن، داوری کردن و انتقاد کردن

5- دانش امور قراردادی

6- دانش روالها و توالی ها

7- دانش طبقه بندیها و طبقات

8- دانش ملاکها

9- دانش روشهایی روش شناسی

10- دانش امور کلی وسایل انتزاعی یک رشته، دانش مربوط به طرحها و الگوهایی که به وسیله آنها پدیده ها و اندیشه ها سازمان می یابند.

11- دانش اصلها و تعمیمها

12- دانش نظریه ها و ساختها

تواناییها و مهارت های ذهنی

هدفهای مربوط به تواناییها و مهارتهای ذهنی بر فرآیندهای سازمان دهی و تجدید سازمان مطالب آموخته شده که برای منظوری معین لازم اند تأکید می کنند. این بخش از پنج طبقه تشکیل یافته است.

1- فهمیدن: یعنی درک مطالب که فرد از آن طریق درسی یابد که هدف اصلی مطلب مورد نظر چیست و یک مرحله بالاتر از دانش است چون یادگیرنده علاوه بر حفظ مطالب باید آنها را بفهمد و شامل 3 خرده طبقه (ترجمه یا برگردان، تفسیر، برون یابی و درون یابی) می شود.

ترجمه یا برگردان: انتقال معنی از شکلی از گفتار به شکلی دیگر و ترجمه تنها معنی متداول آن یعنی برگردان مطلبی از یک زبان به زبان دیگر نیست بلکه تبدیل و تغییر مطلب به هر طریق از شکلی به شکل دیگر است.

تفسیر: توضیح دادن یا بیان کردن مطالب از طریق معنی کردن یا دادن مثالها یا خلاصه ای از آنها.

برون یابی و درون یابی: بسط دادن اطلاعات به ورای معلومات موجود. شخص در برون یابی به پیش بینی امور می پردازد و در درون یابی شامل پر کردن فواصل موجود در یک رشته اطلاعات است.

2- کار بستن: استفاده از مطالب انتزاعی در موقعیتهای ویژه و عینی

3- تحلیل: شکستن یک مطلب یا موضوع به اجزاء یا عناصر تشکیل دهنده آن که شامل 3 خرده طبقه:

الف: تحلیل عناصر: شناسایی عناصر موجود در یک مطلب

ب: تحلیل روابط: شناسایی روابط و تعاملهای عناصر و اجزای یک مطلب

ج: تحلیل اصول سازمانی: شناسایی سازمان و آرایش نظامدار یک مطلب که هم ساختار آشکار و هم ساختار نهان آن را شامل می شود.

4- ترکیب: پهلوی هم گذاشتن عناصر و اجزاء برای ایجاد یک کل یکپارچه و تولید طرح یا ساختی که قبلاً به شکل فعلی وجود نداشته است که شامل 3 خرده طبقه می باشند: الف- تولید یک اثر بی همتا و منحصر به فرد ب- تولید یک نقشه یا یک مجموعه اقدامهای پیشنهادی ج- استنتاج مجموعه ای از روابط انتزاعی.

5- ارزشیابی: داوری درباره ارزش مطالب و موضوعات برای مقاصد معین که شامل 2 خرده طبقه می باشد:

الف: داوری بر اساس شواهد درونی ب: داوری بر اساس ملاکهای بیرونی

طبقه بندی تجدید نظر شده حوزه شناختی

چند نفر از صاحب نظران آموزشی در طبقه بندی حوزه شناختی معروف به طبقه بندی بلوم تجدید نظر کرده و طبقه بندی تازه ای به نام یک طبقه بندی برای یادگیری، آموزش و سنجش پدید آوردند در این طبقه بندی تجدید نظر شده حوزه شناختی دارای دو بعد ( دانش – فرایند شناختی) وجود دارد.

دانش

1- دانش امور واقعی: دانش عناصر اساسی مورد نیاز یادگیرنده برای آشنا شدن با یک رشته علمی یا حل مسایل مربوط به آن که شامل: 1. دانش اصطلاحات 2. دانش اجزاء و عناصر خاص

2- دانش مفهومی: دانش مقوله ها، طبقه ها و ورابط میان آنها که شامل:

الف: دانش طبقه بندیها و طبقه ها

ب: دانش اصلها و تعمیمها

ج: دانش نظریه ها، الگوها و ساختها

3- دانش روندی: دانش چگونه انجام دادن کارها که شامل:

الف: دانش مهارتها و الگوریتمهای خاص یک رشته

ب: دانش فنها و روشهای خاص یک رشته

ج: دانش معیارهای تعیین زمان استفاده از روشهای مناسب

4- دانش فراشناختی: دانش شناخت به طور کلی و دانش فرد درباره شناخت خودش که شامل:

الف: دانش راهبردی

ب: دانش مربوط به تکلیف شناختی، شامل دانش موقعیتی و دانش مشروط

ج: دانش خود

بعد فرایند شناختی

1- به یادآوردن: بازیابی اطلاعات از حافظه دراز مدت که شامل ( بازشناسی- بازخوانی)

2- فهمیدن: ساختن معنی از یک ارتباط که شامل ( تفسیر کردن- مثال آوردن- طبقه بندی کردن – خلاصه کردن – استنباط کردن – مقایسه کردن- تبیین کردن)

3- به کار بستن: استفاده از یک روش در یک موقعیت خاص که شامل ( اجرا کردن- مورد استفاده قرار دادن)

4- تحلیل کردن: شکستن مواد یا مطالب به عناصر تشکیل د هنده و توصیف روابط میان آنها که شامل ( متمایز کردن یا ویژه سازی- سازمان دادن- نسبت دادن)

5- ارزشیابی کردن: داوری کردن با استفاده از معیار یا ملاک که شامل (وارسی کردن- نقد کردن)

6- آفریدن: قرار دادن عناصر یا اجزاء در یک الگو یا ساختار نو که شامل ( تولید کردن- طرح ریزی کردن – پدید آوردن)

طبقه بندی تجدید نظر شده حوزه شناختی به معلمان در انتخاب فعالیتهای آموزشی، تدوین برنامه های درسی و تحلیل هدفهای یادگیری کمک می کند.

طبقه بندي هدفهاي آموزشي حوزه عاطفي:

كراتول- بلوم- ماسيا هدفهاي حوزه عاطفي را طبقه بندي نموده اند:

v راههايي را توصيف مي نمايد كه يادگيرندگان از ارزشها و نگرشهايي كه رفتار آدمي را هدايت مي كند آگاه مي شوند.

v به اصل دروني سازي توجه دارند.

حوزه عاطفي داراي 5 طبقه اصلي و تعدادي خرده طبقه است.

طبقات اصلي:

1) دريافت كردن( توجه كردن) حساسيت نسبت به وجود بعضي پديده ها و محركهاي محيطي

v آگاهي

v ميل به پذيرش

v توجه انتخابي يا كنترل شده

2) پاسخ دادن: يادگيرنده علاوه بر توجه كردن نسبت به محركها نسبت به آنچه مي بينيد يا مي شنود نيز فعاليت مي كند يعني پاسخ فعالانه مي دهد.

خرده طبقات

v رضايت به پاسخدهي

v ميل به پاسخدهي

v خرسندي در پاسخدهي

3) ارزش گذاردن: ابراز عقيده يا نگرش نسبت به يك چيز.رفتار معرف داراي ويژگي هاي باور يا نگرش است.

خرده طبقات

v پذيرش يك ارزش

v ترجيح دادن يك ارزش

v تعهد يا سرسپردگي

4) سازمان دادن: پس از آنكه يادگيرنده براي مدتي پي در پي ارزشها را دروني مي كند آنها را سازمان بندي مي كند و روابط ميان آنها را مشخص مي كند.

خرده طبقات

v درك مفهوم يك ارزش

v سازمان دادن به يك نظام ارزشي

5) شخصيت پذيرفتن به وسيله ي مجموعه اي از ارزشها: تبديل نظام ارزشي به صورت يك سبك زندگي يا يك ديدگاه فلسفي. از تركيب ارزشها و تعيين روابط بين آنها نوعي فلسفه ي پايدار زندگي شكل مي گيرد.

خرده طبقات

v آمايه كلي

v شخصيت پذيرفتن

* طبق نظريه ها و هدفهاي آموزشي، حوزه رواني- حركتي شامل طبقات زير مي شود:

1) حركتهاي بازتابي: اعمال با توجه به بعضي محركها به طور ناآگاهانه اتفاق مي افتد.

2) حركتهاي مقدماتي- اساسي: حركتهاي اساسي از مجموعه اي از حركتهاي بازتابي كه اساس حركتهاي ماهرانه پيچيده است را تشكل مي يابد مثل راه رفتن.

3) تواناييهاي ادراكي: دادن پاسخ مناسب به اطلاعات دريافت شده از طريق حواس.

4) تواناييهاي جسماني: رشد تواناييهاي كلي مثل انعطاف پذيري و چالاكي- استقامت- قدرت( مثل دويدن طولاني)

5) حركتهاي ماهرانه: انجام اعمال پيچيده با درجه اي از مهارت(شنا در طول استخر)

6) ارتباط غيرگفتاري: ايجاد ارتباط از طريق حركتهاي پيچيده اي كه احساس نياز يا علاقه فرد به فرد ديگر منتقل كند.

شكل هاي اساسي يادگيري

1) يادگيري علاقي: بيشتر شبيه شرطي سازي پاولفي معروف است و يادگيرنده يك پاسخ را با يك علامت مي آموزد مثل اضطراب امتحان كه با ديدن سؤالات امتحاني بيشتر مي شود.

2) يادگيري محرك- پاسخ: پاسخ دادن دقيق عضلاني به محركهاي معين مثل ترمز اتومبيل توسط راننده با ديدن چراغ قرمز سر چهارراه

3) زنجيره سازي: تعدادي يادگيري محرك- پاسخ به هم پيوند مي زند و زنجيره اي از رفتارهاي پيچيده ي محرك پاسخ به وجود مي آيد مثل يادگيري مسواك زدن دندان يا بستن بند كفش

4) تداعي كلامي: به عقيده گانيه نوعي خاص از يادگيري است كه حلقه هاي زنجيره ي يادگيري يا S.R ها واحدهاي كلامي هستند. مثل فعاليت كودك در ناميدن اشياء(مشاهده توپ) و بعد تشخيص توپ كه كودك را قادر مي سازد نام شيء را بيان كند. تداعي كلامي

بازده هاي يادگيري

1) مهارتهاي ذهني: مهارتهاي ذهني يا عقلي چگونگي برخورد فرد با محيط او را مشخص مي كنند و معرف توانايي فرد در استفاده از نمادها هستند. مهارتهاي ذهني شامل 5 دسته هدف است:

v تمييز دادن

v مفهوم عيني

v مفهوم تعريفي

v قاعده

v قاعده سطح بالاتر(حل مسئله)

2) راهبردهاي شناختي: مهارتهايي كه دروني سازي شده اند و يادگيرنده به كمك آنها مطالب را بهتر ياد مي گيرد.

3) اطلاعات كلامي: مطالبي كه به صورت جمله يا گزاره قابل بيان هستند. مثلاً يادگيرنده بگويد مركز استان فارس شهر شيراز است.

4) مهارتهاي حركتي: اعمالي كه از توالي حركتهاي ماهيچه اي تركيب يافته اند. مثل دوچرخه سواري در مسافت معيني

5) نگرش تمايلاتي كه به جاي عملكرد مشخص به صورت انتخابهايي از جانب يادگيرنده جلوه مي كنند. مثل شركت داوطلبانه فرد در بحث مربوط به شعر نو.

تهیه کنندگان:مریم حیدری، طیبه مراقب،خانم نوچمني ،خانم رمرودي