اهمیت فرایند شرطی سازی پاسخگر در امور انسانی

فرایند شرطی سازی کلاسیک یا پاسخگر درابتدا عمدتا محدود به بازتابهای ساده ارثی می باشداما امروزه در اداره امور مربوط به انسان وتوضیح بسیاری از رفتارهای هیجانی نقش اساسی دارد. بسیاری از واکنشهای ترس واضطراب انسان که پایه بسیاری از ناراحتیهای هیجانی است ازهمین فرایند ناشی می شود.برای مثال شخصی که یک تصادف ناگوار داشته درهنگام تصادف حالت ترس همراه با هیجا نهایی مثل اضطراب ودلشوره دراوایجاد می شود که بعدها نیز محل تصادف ویا حتی یاد آن دراوهمان حالات راایجاد می کند.

اسکینر درهمین رابطه می گوید:استفاده از این نوع فرایند شرطی کردن در زندگی انسانها تاریخ طولانی دارد. برای ایجاد پاسخهای هیجانی مثل خنده وگریه ادبیات شیوه های گوناگونی دارد.کارکرد محرکهای شرطی مثل کلمات "مرگ" "عشق""غم"و…ونیز اثرات هیجانی موسیقی ونقاشی و…غالبا بافرایند شرطی شدن کلاسیک دررابطه است .فروشندگان کالاهای تجاری برای فروش بیشتر درتبلیغات خود کالاها را با افراد زیبا و سالم همراه می کنند مثل زنان زیبا در مصرف فلان صابون یا قهرمان ورزشی دراستفاده از فلان کفش . نظریه شرطی سازی کلاسیک در واکنشهای عاطفی یادگیرندگان درتمام سطوح تحصیلی قابل استفاده است.

فتسکو ومککلور می گویند:شرطی سازی کلاسیک برای معلمان مهم است زیرا این نوع شرطی سازی تبیین های مفیدی ازچگونگی ایجاد پاسخ عاطفی ونگرش دانش آموز رادراختیار معلم می گذارد.

کودکی که برای اولین بار وارد مدرسه می گردد اندکی ترس وامید داشته عاطفه مشخصی نسبت به مدرسه وکارکنان آن ندارد. کودکی که در بدو ورود با استقبال گرم وخوشرویی آنان مواجه شود پس از چند روز خواهیم دید که صبح زود بیدار شده وبا خوشحالی به مدرسه میرود . اما کودکی باهمان مشخصات از بدو ورود به دلیل برخی خطاهای کوچک بابرخورد خشنی روبرو می شود .پش از چند روز مشاهده می شود که ازمدسه رفتن سرباز می زند وتمارض می کند.

در مثال اول خوشرویی کارکنان محرک غیرشرطی و شادمانی و علاقمندی کودک پاسخ غیر شرطی می باشد . معلمین ویاد آنان برای کودک دراصل بی اثر بوده اما همراهی آن با محرک غیرشرطی آنهارانیز به صورت محرک شرطی در آورده است.

درمثال دوم رفتار خشن معلمین به عنوان محرک غیرشرطی ابتدا ترس ونگرانی (پاسخ غیرشرطی)

درکودک ایجاد و بعدها سبب می شودکه او نسبت به معلم ومدرسه وحتی یاد آنان مضطرب ونگران شده

درکودک ایجاد و بعدها سبب می شودکه او نسبت به معلم ومدرسه وحتی یاد آنان مضطرب ونگران وعدم علاقه (پاسخ شرطی ) را نشان شده دهد.

راهی برای مقابله با اضطراب امتحان

بهترین راه مقابله با واکنشهای نامطلوب افراد استفاده از روش "خاموشی "است.به این صورت که فرد را در

شرایطی مطلوب قرار داد تا به تدریج رفتار نا مطلوب در او خاموش گردد.یکی از مشکلات دانشجویان

ودانش آموزان اضطراب امتحان می باشد. ولفلک درکتاب روانشناسی پرورشی خود می نویسد:اگردانش

آموزان با دیدن اوراق امتحانی دچار اضطراب می شوند و عملکرد آنان را تضعیف می نماید. باید مدتی

بطور روزانه بدون محاسبه نمره از آنان امتحان بگیرد.اگر از شدت اضطراب کاسته شد امتحانات را هفتگی و اگراین تدبیر نیز مطلوب بود به اینکار ادامه داده با محاسبه نمره به اینکار ادامه میدهیم

نظریه شرطی سازی وسلیه ای ادوارد . ال . ثرندایک قرن 19-20

حاصل کوشش های ثرندایک نظریه شرطی سازی وسیله ای نام دارد . در نظریه پاولفی "همایندی" یا "تداعی" بین دو متحرک باعث یادگیری یا شرطی شدن می شود . در نظر یه شرطی سازی وسیله ای ثرتدایک ، یادگیری نتیجه پیوند بین یک محرک و یک پاسخ می باشد.

علت نامیدن این نظریه به شرطی سازی وسیله ای این است که در آن "رفتار"بستگی دارد . به همین دلیل به این نظریه " قانون اثر" نیز می گویند . در "قانو اثر"اگر در حضور یک محرک رفتاری انجام شود و نتیجه مطلوب باشد یعنی پاداش دریافت نماید آن رفتار آموخته شده است ، یعنی با ظهور محرک محرک به آن پاسخ داده می شود . در نتیجه پیامد مطلوب رفتار ، پیوند محرک و پاسخ نیرومند می شود. که قانون "پاداش" نام دارد.

عکس آن اگر در حضور محرکی "رفتاری" انجام گیرد که نتیجه آزار دهنده داشته باشد ( و آن رفتار تنبیه می شود) پیوند بین محرک و پاسخ ضعیف می شود که به آن قانون "تنبیه" می گویند.

اسلاوین می گوید : شرندایک ثابت می کند که پیامد های رفتار فرد نقش مهمی در تعیین رفتار های آینده او دارند.البته ثرندایک اعتقادی به قانون تنبیه نداشته و قانون پاداش را اثر بخش می داند.در نظریه ثرندایک یاد گیری ایجاد پیوند بین محرک و پاسخ است . پس نام دیگر نظریه او "پیوند گرایی" است و مکمل پیوند نیز گزینش می باشد.

مثال : گربه در قفس بسته ای قرار می گیرد . برای خروج باید پای خود را به کف قفس بکوبد ، اما پاسخ های متعددی مثل پریدن به در و دیوار قفس ، گاز گرفتن و ...... تا بصورت تصادفی پنجه اش به کف قفس فشار وارد می کند و درب باز می شود ، از این پس او برای خروج از قفس از بین تمام رفتار ها ، همین رفتار انجام می دهد. یعنی یک پاسخ از مجموعه پاسخ ها را انتخاب یا گزینش می کند و به آن موقعیت متحرک پیوند می دهد. به همین دلیل به این روش یادگیری ثرندایک یادگیری از را "کوشش و خطا" نام داده می شود.

یکی دیگر از مهمترین نظریه های ثرندایک مفهوم "عناصر همانند" انتقال یادگیری می باشد که آثار تربیتی مهمی دارد . در تاریخ آموزش و پرورش این سوال مطرح بوده است که چه چیزی موجب انتقال آموخته های ما از یک موقعیت به موقعیت دیگر می شود. قبل از ثرندایک روانشناسی قوای ذهنی(قوای نفسانی) توجیه کننده پدیده انتقال یاد گیری بوده است . گفته می شود که ذهن آدمی از قوه های مختلفی مثل استدلال ،

. توجه ، قضاوت و حافظه ... تشکیل شده است که این قوا از راه تمرین نیرومند می شود. مثل تمرین استدلال که به فرد قدرت استدلال می دهد که به آن "انضباط صوری" یا "انضباط ذهنی" گفته می شد.

"رویکرد ماهیچه ذهنی" یعنی با تمرین ماهیچه ما نیرومند می شوند . قوای ذهنی نیز با تمرین نیرومند می گردد توانایی حل مسئله کمک به حل مسائل دشوار خارج از مدرسه را می نماید.

ثرندایک و وودورث برای نظریه فوق شواهد تایید کننده ای نیافتند ، انتقال یاد گیری ازیک موقعیت به

موقعیت دیگر را با توجه به شباهت محتوا وروش موجود می دانند مثل یادگیری ریاضیات که در یادگیری

ریاضیات که در یادگیری آمار به فرد کمک می کند . زیرا محتوای این دو درس بهم شبیه می باشد. "گود" و " برافی نیز تایید نمودند که هنوز هیچ گواهی حاکی از این که آموزش موضوع های درسی خاص تاثیر کلی بر پرورش ذهن داشته باشد در دست نیست.

تهیه کنند : فائزه بخشی عرب